گت بلاگز جلو نوروزی ورزشگاه پرسپولیس هادی نوروزی جلو: نوروزی ورزشگاه پرسپولیس هادی نوروزی هانی نوروزی برگزاری مراسم علی اکبر طاهری اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات
خانه اخبار اقتصادی و بازرگانی افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

آگوست 20, 2018 ۰ بازدید
افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

مسئولان و صاحب نظران اقتصادی در تحلیل شرایط حال حاضر اقتصاد کشور از عبارات و واژگان مختلفی چون بحران اقتصادی، کودتای ارزی، جنگ اقتصادی و… استفاده می کنند.

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

عبارات مهم : بازار

مسئولان و صاحب نظران اقتصادی در تحلیل شرایط حال حاضر اقتصاد کشور از عبارات و واژگان مختلفی چون بحران اقتصادی، کودتای ارزی، جنگ اقتصادی و… استفاده می کنند.

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

حسین راغفر، استاد دانشگاه و اقتصاددان، یکی از اشخاصی است که تاکید بسیاری بر وقوع یک کودتا به شکل اقتصادی در کشور دارد و اعتقاد است تمام اینها برنامه ای شرکت یافته جهت ایجاد نارضایتی بین مردم هست. به اعتقاد او تبعات اجتماعی و اقتصادی قضایای اخیر بسیار دردناک بوده و نشانه مهم باید اعمال سیاست های دوران جنگ باشد. در ادامه مشروح این گفت وگو را می خوانید.

اخیرا در توصیف اتفاقات رخ داده در بازار از عبارت «کودتای اقتصادی» استفاده کردید. در این بین، بعضی معتقدند نباید عبارات نظامی در تحلیل شرایط اقتصادی به کار گرفته شود. نظر شما در این باره چیست؟

اصولا کسانی که متهم به شرکت در این کودتا هستند، این حرف ها را می زنند. به من هم کلی در سایت هایشان ناسزا گفتند و عنوان کردند که من می خواهم این مساله را امنیتی نشان دهم. بله، این یک مساله امنیتی هست. اولا کودتای صرفا اقتصادی نیست، به نظرم کودتای سیاسی هم از زوایه ای هست. منتها مقدمات آن ایجاد نارضایتی در عموم مردم است.

مسئولان و صاحب نظران اقتصادی در تحلیل شرایط حال حاضر اقتصاد کشور از عبارات و واژگان مختلفی چون بحران اقتصادی، کودتای ارزی، جنگ اقتصادی و… استفاده می کنند.

و این اتفاقی است که طراحان این برنامه در اقتصاد کشور آن را پیاده کرده و آزموده اند. اتفاقا شواهد متقن دیگری هم در این رابطه وجود دارد که متاسفانه نشان از این حمایت دارد و آخرین آنها هم همان صحبت آقای ترامپ د رمورد مذاکره با کشور عزیزمان ایران است و بعد تصویر العمل ساختگی که در بازار ایجاد شد. آنچه من مطرح کردم، این بود که یک برنامه شرکت یافته جهت ایجاد نارضایتی در بین مردم طراحی شده است است و این اتفاق هم افتاد. امروز شاهد ایجاد یک اضطراب بین عموم مردم هستیم که در طول 40سال اخیر سابقه نداشته هست. حتی خوشبین ترین افراد درون نظام اقتصادی هم از این مساله به عنوان یک اتفاق خاص یاد می کنند و اینکه عوامل خارجی در این مساله نقش داشته اند. به تعبیری، خیلی ها در درون نظام تصمیم گیری هم اذعان داشتند که اتفاقات بازار غیرواقعی است و باتوجه به اینکه هیچ ارزی به بازار عرضه نشده هست، زیاد کردن غیرمترقبه قیمت ها نشان از یک توطئه خارجی دارد. اتفاقا به نظر من شواهد این عنوان به سرعت پیدا شد. ضمن اینکه مسئول برنامه های تحریم علیه کشور ما، خودش به وضوح بیان کرده چه اقداماتی باید صورت گیرد تا در جامعه ایرانی نارضایتی ایجاد شود.

از طرفی، اقداماتی که در داخل کشور از سوی بعضی صورت می گیرد، گاه با سیاست های دولت آمریکا جهت تحریم کشور همسو هست. بنابراین در این اینجا دو مساله اساسی وجود دارد؛ اول اینکه سیاست های اقتصادی آمریکا می تواند مهم ترین مولفه های تعیین کننده کارکرد و عملکرد اقتصاد کشور عزیزمان ایران باشند. دوم اینکه، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد تلاش گسترده ای جهت ایجاد نارضایتی در کشور صورت می گیرد.

این پرسشها را در بیانات نتانیاهو هم شاهد بودیم. او از مردم کشور عزیزمان ایران خواست که علیه حاکمیت قیام کنند. درمورد اینکه آیا ما باید از عبارت کودتا استفاده کنیم یا خیر، و اینکه بعضی می گویند در ادبیات اقتصادی از این تعابیر استفاده نمی شود، باید بگویم که این نوع بیانات مخصوص ادبیات اقتصادی جناح راست افراطی در کشور است که در خوشبینانه ترین شکل ممکن، باید گفت پرسشها سیاسی را اصلا درک نمی کنند. بنابراین ما به هیچ وجه با اینها حرفی نداریم. این بحث مربوط به گفتمان اقتصاد سیاسی است و عبارت ها و واژه های متعارفی است که به کار می رود.

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

باتوجه به شرایط اضطراری بازار، بعضی کارشناسان معتقدند ما باید به سیاست های دوران جنگ بازگردیم. تا چه حد با این عنوان موافقید؟

ما هدفمان دقیقا همین هست. اتفاقی که باید بیفتد، این است که سیاست های دوران جنگ باید اعمال شود. بسیاری از سیاست های موجود عملا در تقابل سیاست های آن دوران هست. البته طی دوران بعد از جنگ، خیلی ها تلاش کردند آن سیاست ها را عملا ملغی کنند. چون منافع غارتگری آنها به اسم آزادسازی دقیقا با لغو سیاست های دوران جنگ همسو بوده است.

مسئولان و صاحب نظران اقتصادی در تحلیل شرایط حال حاضر اقتصاد کشور از عبارات و واژگان مختلفی چون بحران اقتصادی، کودتای ارزی، جنگ اقتصادی و… استفاده می کنند.

چنین بازگشتی به سیاست های دهه60، عملا به معنای دولتی ترشدن اقتصاد نیست؟

خیر، اقتصاد دولتی نمی شود. چون قرار نیست دولت خودش کارخانه داری کند. دولت باید سیاست ها و فرایندها را مدیریت کند. فرایند تخصیص منابع ارزی متعلق به بخش شخصی نیست، اینها متعلق به همه مردم هست. بنابراین دولت وظیفه دارد که این منابع عمومی را بین همه به نحو عادلانه تقسیم کند. اینگونه نیست که این منابع فقط در جیب مافیای فولاد در کشور برود. بلکه دستفروشان یا کسانی که در این مملکت کلیه خودشان را می فروشند، جهت اینکه بتوانند به زندگی خودشان ادامه دهند، سهمی از این منابع ارزی دارند. بنابراین دولت باید سهم آنها را نیز بدهد. اینها به معنای دولتی شدن نیست بلکه این منابع مال مردم است.

در التهابات اخیر بازار، مجلسی ها نیز طرحی دوفوریتی راجع به ساماندهی صرافی ها و راه اندازی بازار ثانویه تدوین کردند. ارزیابی شما از عملکرد نمایندگان چیست؟

افشاي پشت پرده كودتاي ارزي

متاسفانه مجلس ظاهرا همسو با سیاست های مخرب و بی ثبات کننده اقتصادی عمل کرده است.

نمایندگان اتاق بازرگانی به عنوان مشاور سه قوه می گویند صدای آنها در این التهابات شنیده نشده است و اگر شنیده می شد امروز شاهد بروز چنین مشکلاتی نبودیم.

دقیقا همین طور هست. البته بخش شخصی واقعی، نه این دلالانی که اسم خودشان را بخش شخصی گذاشته اند. بخش شخصی واقعی یعنی تولیدکننده صنعتی که امروز زیاد از هر کسی آسیب دیده هست. بنابراین آنچه که شما مطرح کردید، دقیقا عین واقعیت هست. سیاست دولت ها تنها در جهت احیای دلالی، سفته بازی و سوداگری و به زیان تولید ملی بوده است.

امروز کارشناسان و صاحب نظران از تبعات متفاوت قضایای اخیر بازار می گویند. ابعاد این تبعات تا چه حد بزرگ است؟

تبعات اجتماعی و اقتصادی این عنوان بسیار دردناک و فاجعه آمیز هست. اگر قرار باشد آنچه که جهت اقتصاد کشور طراحی کرده اند پیاده سازی شود، اقتصاد ما 20سال دیگر با مشکلاتی مواجه می شود که جهت احیای آن یک نهضت ملی نیاز خواهد بود که از عهده دولت هایی که بعد از دوران جنگ بر سر کار آمدند، خارج است و عملا از بعد چنین چیزی برنمی آید.

دونالد ترامپ، مدیر جمهوری ایالات متحده پیشنهادی مبنی بر مذاکره بدون پیش شرط با کشور عزیزمان ایران را مطرح کرد. روز بعد از این سخنرانی، بازار ارز و سکه روند نزولی در پیش گرفت. پرسش این است که چقدر این روند نزولی متاثر از خارج بوده است؟

اینها بخشی از کودتاست. در مفهوم اقتصادی-سیاسی به این عنوان پیش گویی های خودتحققی گفته می شود. به عنوان نمونه یکی از روزنامه ها که در خدمت اقتصاد نامولد کشور هست، از ابتدای سال گذشته مساله ارز 5000تومانی را مطرح کرده بود و بعد به تدریج تا آخر سال قیمت دلار به همین رقم رسید. یعنی اینها انتظاراتی است که در جامعه به وجود می آید و بعد این انتظارات به تدریج به واقعیت تبدیل می شوند. همچنین هنوز معلوم نیست در بازاری به نام بازار ثانویه ارز قبل از شکل گیری و قبل از تزریق یک دلار به این بازار، چه کسانی از کجا قیمت 12هزار تومان را جهت ارز کشف کردند؟ هنگامی که در این رابطه پرسش می شود، پاسخ این است که ما نمی دانیم چه کسانی این کار را انجام دادند و می گویند چند نفر از طریق تلفن این پرسشها را مطرح کرده اند.

معنای دیگر این قضایا این است که خیلی راحت می توان ردپای عوامل CIA را در ایجاد التهاب در جامعه و دستکاری انتظارات عمومی مردم مشاهده کرد. اینکه عده ای قیمت ارز را 12هزار تومان اعلام کردند و بعد این شایعه را در جامعه رواج دادند، همین عده شایعه کرده اند که قیمت ارز در سال آینده به 25هزار تومان می رسد.اینگونه بیانات همان پیش گویی های خودتحقق بخش، بازی با افکار عمومی و تاثیرگذاری بر انتظارات عمومی هست. از این جهت، به نظر می رسد این یک تله و اتفاقا بخشی از فرایند کودتاست.

طی این کودتا تصویر العمل هایی جامعه ایرانی و بخش های متفاوت اقتصاد را نسبت به شایعات آزمون می کنند تا تصویر العمل آنها را ارزیابی کنند. از قضا آنچه که زیاد سناریو کودتا را تقویت می کند این است که شایعه پراکنان کوشیدند تا نشان دهند یک عده ای با تلفن می توانند قیمت را در بازار دستکاری کنند، بدون اینکه اصلا عرضه و تقاضایی در بازار کشور وجود داشته باشد. بعد از بیانات آقای ترامپ هم همین پرسشها را اعلام کردند که باز معلوم نیست این عرضه و تقاضا کجا رخ داده هست. درواقع نشانه مهم این است که نشان داده شود ترامپ، دولت آمریکا و موضع گیری مسئولان آمریکایی تعیین کننده مهم قیمت ارز و بازار در کشور عزیزمان ایران هستند. این عنوان دقیقا بازی CIA و جهت ایجاد جنگ روانی در داخل کشور طراحی شده است هست. اقتصاد کشور عزیزمان ایران براساس یک سری بنیان ها عمل می کند و امروز بعد از سه دهه این بنیان ها تخریب شده است است و نتیجه آن چیزی است که امروز در بازار می بینیم.

موضع مسئولان در قضایای اخیر بازار چگونه بود و از این بعد چگونه باید باشد؟

آنچه که زیاد باعث نگرانی شد و زیاد کردن قیمت ها را در داخل رقم زد، انفعال بعضی مسئولان است که حکایت از نوعی رضایت قلبی از زیاد کردن بی سابقه قیمت ارز دارد. بنابراین هنگامی که مسئولان کشور تا این حد منفعلانه با پرسشها برخورد می کنند، انتظار دیگری جز همسویی آنها با سیاست های بی ثبات کننده اقتصاد کشور وجود ندارد. کارها منفعلانه مسئولان یکی از دلایل زیاد کردن بی اعتمادی مردم و زمینه ساز رشد شایعات هست؛ شایعاتی از قبیل اینکه بهای ارز بر اثر بیانات آقای ترامپ تعدیل شده است است.

با عوض کردن ریاست بانک مرکزی، چقدر می توان به عوض کردن اوضاع و احوال اقتصادی امیدوار بود؟

هیچ تغییری به دنبال آن اتفاق نمی افتد. مادامی که سیاست ها، جهت گیری ها و نوع نگاه در اقتصاد عوض کردن نکند، هیچ اتفاقی در اقتصاد کشور رخ نمی دهد. مگر آقای سیف، مدیر پیشین بانک مرکزی به تنهایی تعیین کننده مساله تخصیص ارز بود که امروز انتظار داشته باشیم مدیر تازه بانک مرکزی به تنهایی سیاست های متفاوتی را دنبال کند؟ آنهایی که برندگان سیاست های دوران آقای سیف بودند، کماکان حضور دارند. مادامی که این محاسبات تغییری نکند، هیچ گونه عوض کردن و تحولی را نمی توانیم انتظار داشته باشیم.

در شرایط فعلی، بسیاری بازار سرمایه را مامن امنی جهت سرمایه های مردم می دانند. آیا امروز بازار سرمایه ما از چنین ظرفیتی برخوردار است؟

بازار سرمایه هم در کشور عزیزمان ایران جدای از سایر بازارها نیست. اسم بازاری که سر مردم کلاه می گذارد یا اطلاعات غلط به مردم می دهد، نمی توان بازار سرمایه گذاشت. درحالی که اقتصاد معیوب و دچار بحران و در حال رکود و افول هست، شاهد زیاد کردن قیمت سهم ها در بازار سرمایه هستیم، این نشانگر این مطلب است که عوامل سیاسی این بازار را کنترل می کنند و همان طور که گفتم اطلاعات غلط به جامعه می دهند. بنابراین باید گفت بازار سرمایه هم تحت تاثیر فضای مسموم کشور، بیمار است.

آرمان/سوسن یحیی پور

واژه های کلیدی: بازار | سیاست | اقتصاد | اقتصاد | اقتصادی | دوران جنگ | اخبار اقتصادی و بازرگانی